تبلیغات
من+تنهایی - من برگشتم
تاریخ : دوشنبه بیست و دوم شهریورماه سال 1389 | ساعت 23 و 14 دقیقه و 15 ثانیه | نویسنده : علیرضا

به نام خدا

سلام

نمی دونم از کجا شروع کنم.

ولی فقط همین رو بگم که من رو ببخشید. چند روزی نبودم.

ولی به جاش دوباره اومدم.

با یه داستان شروع می کنم . . .

_______________________________________

خدایا، چرا من؟

آرتوراش، قهرمان افسانه ای تنیس هنگامی که تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت، با تزریق خون آلوده، به بیماری ایدز مبتلا شد.

 طرفداران آرتور از سر تا سر جهان نامه های محبت آمیز برایش فرستادند.

یکی از دوست داران وی در نامه ی خویش نوشته بود: "چرا خدا تو را برای ابتلا به چنین بیماری خطرناکی انتخاب کرده است؟"

آرتور اش در پاسخ به این نامه چنین نوشت:

در سر تا سر دنیا بیش از پنجاه میلیون کودک به انجام بازی تنیس علاقه مند شده و شروع به آموزش می کنند.

حدود پنج میلیون از آن ها بازی را به خوبی فرا می گیرند.

از آن میان قریب پانصد هزار نفر تنیس حرفه ای را می آموزند و شاید از پنجاه هزار نفری که در مسابقات شرکت می کنند، پنج هزار نفر به مسابقات تخصصی تر راه یابند.

پنجاه نفر اجازه ی شرکت در مسابقات بین المللی ویمبلدون را می یابند.

چهار نفر به مسابقات نیمه نهایی راه می یابند و دو نفر به مسابقات نهایی.

وقتی که من جام جهانی تنیس را در دست هایم می فشردم، هرگز نپرسیدم که: "خدایا، چرا من؟!"

و امروز، وقتی که درد می کشم، اجازه ندارم که از خدا بپرسم: "چرا من؟!"

____________________________________________________

چطور بود؟

امیدوارم که خوشتون اومده باشه.

همین دیگه. تموم. راستی پست پایینی رو هم بخونید.

فقط آهنگ وبمو عوض کردم و همون قالب اولی رو گذاشتم.

توی نظر سنجی هم شرکت کنید ها.

یا علی . . .




طبقه بندی: داستان، دل نوشته های من،

نمایش نظرات 1 تا 30