تبلیغات
من+تنهایی - شهادت امام علی(ع)
تاریخ : چهارشنبه دهم شهریورماه سال 1389 | ساعت 00 و 44 دقیقه و 02 ثانیه | نویسنده : علیرضا

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام می گم به همه ی دوستای خوبم.

امیدوارم حال همتون خوب باشه.

اول از همه این شب های گرانقدر رو به همتون تسلیت می گم و از همتون التماس دعا دارم.

همچنین شهادت مظلومانه ی امام علی(ع) رو به همتون تسلیت می گم.

 ________________________________________

«ماه رمضان سرور ماه هاست و شب قدر سرور شب هاست»

این کلام آخرین نبی خدا در تعریف شب قدر است.

شبی که شیطان در آن بیرون نمی آید تا آن که سپیده اش تابان شود و در آن شب او نمی تواند کسی را فلج یا دردمند نمی کند.

قلب ماه رمضان شب قدر است و مقدرات در شب نوزدهم تعیین، در شب بیست و یکم تایید و در شب بیست و سوم امضا می شود.

 ________________________________________

امیدوارم که همه ی ما بتونیم توی این شبای عزیز روحمون رو شستشو بدیم و در خونه ی خدارو پیدا کنیم.

دری که شاید تا حالا گم کرده باشیم و به جاش در خونه ی این و اون رو زده باشیم . . .

________________________________________

فقیری به در خانه ی بخیلی آمد.

گفت: "شنیده ام که تو قدری از مال خود را نذر نیازمندان کرده ای و من در نهایت فقرم، به من چیزی بده."

بخیل گفت: "من نذر کوران کرده ام."

فقیر گفت: "من هم کور واقعی هستم، زیرا اگر بینا می بودم، از در خانه ی خداوند به در خانه ی کسی مثل تو نمی آمدم . . ."

______________________________________

آره دیگه اینجوریاس.

بعضیا یا واقعاً کور هستن یا خودشون رو زدن به کوری.

اونایی که کورن که حسابشون فرق داره اما اونایی که خودشون رو زدن به کوری . . .

به قول "یاس" که توی یکی از رپ هاش به نام "با من باش"  که من خیلی دوستش دارم می گه:

میگن کسی که خواب باشه، صداش بزنی می تونه ز خواب پاشه

ولی تو خودتو زدی به خواب، شنا بلد نیستی ولی زدی به آب . . .

__________________________________________

خوب دیگه اینم از این پستم که امیدوارم خوب بوده باشه.

اما می خوام یه مطلبی رو بهتون بگم.

راستش یه سری قضایایی پیش اومده که نگم بهتره و به خاطر همین قضایا ممکنه که من وبلاگم رو ببندم.

برای من دوری از دوستای خوبی مثل شما خیلی سخته ولی شاید یه جورایی مجبور به این کار بشم.

فقط یه چیز می تونه جلو بستن این وبلاگ رو بگیره اونم شمایید.

آره شما. اگه دوست دارید من وبلاگ رو نبندم لطفاً توی نظراتون بگید و بگید که وبلاگ من رو دوست دارید.

من همه ی شماهارو دوست دارم و منتظرتون هستم ببینم چه می کنید.

_________________________________________

در آخر هم یه شعر رو تقدیم به همتون می کنم که خاننده ی اون کسی نیست جز پدر عزیزم:

شب عفو است و محتاج دعایم، ز عمق دل دعایی کن برایم

اگر امشب به درگاهش رسیدی، خدا را در میان اشک دیدی

کمی هم نزد او یادی ز ما کن

بگو یا رب فلانی رو سیاه است، دو دستش خالی و غرق گناه است

بگو یا رب تویی دریای جوشان، در این شب رحمتت بر وی بنوشان

یا علی

 




طبقه بندی: مناسبت، شعر، داستان،

نمایش نظرات 1 تا 30