تبلیغات
من+تنهایی - من خط فاصله تو . . .
تاریخ : جمعه یازدهم تیرماه سال 1389 | ساعت 15 و 23 دقیقه و 40 ثانیه | نویسنده : علیرضا

عشق دروغین

گویند مردی به زنی عارف پیشه رسید. جمال او دل مرد را ربود و گفت: ای زن، من در هوای تو خویشتن را از دست بدادم. زن عارف گفت: چرا در خواهرم ننگری که از من نیکوتر و زیباتر است؟ مرد گفت: خواهرت کجاست تا ببینم؟ زن گفت: برو ای بیکاره ی هوس باز که عاشقی نه کار تو است. اگر دعوی دوستی ما درست بودی، تو را پروای دیگری نبودی!

منو بگیر ازین روزای در به در، ازین روزا ازین شبای بی ثمر

منو ببر به خاطرات رفتمون، روزایی که تو جا گذاشتی پشت سر

تو کوچه ها نمیشه بی تو پرسه زد، خیابونا غریب و غم گرفته اند

کجا برم؟ چرا نمیرسم به تو؟ کجایی پس؟ چرا نمیرسی به من؟

حالا که نیستم اشکاتو کی پاک کنه؟ کی عاشقونه می نویسه اسمتو؟

بدون من هزار سال دیگه هم، بدون کسی نمیشکنه طلسمتو

چقدر حرف مونده و نمیشنوی، چقدر راه مونده و نمی کشم

ببین کجای قصه پس زدی منو، محاله بی پناهتر ازین بشم

غریبگی نکن دلم غریبه نیست، همونه که برات ستاره چیده بود

بگو که یادته بگو که یادته، همون که گفتی از خدا رسیده بود

تو شونتو نمیسپری به حق حقم، نه میگی عاشقی نه میگم عاشقم

نه تو دیگه برام اون عشق سابقی، نه من دیگه برات گل شقایقم

 

ببین اندام تنهاییم را
که در لحظه های خاکستری
در انتظار طلوع خورشید است . . .

در حضور واژه های بی نفس
صدای تیک تیک ساعت را گوش کن
شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی . . .

این شب ها
چشم های من خسته است
گاهی اشک ، گاهی انتظار
این سهم چشم های من است . . .

مترسک ناز می کند
کلاغ ها فریاد می زنند
و من سکوت می کنم....
این مزرعه ی زندگی من است
خشک و بی نشان . . .

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم . . .

صدای جیر جیرک ها به گوش می رسد
سکوت را نوازش می دهند
و جای خالی آدم های شب نشین را
با نگاهی معصومانه پر می کنند . . .

در امتداد نگاه تو
لحظه های انتظار شکسته می شود
و بغض تنهایی من
مغلوب وجود تو می شود . . .



نمایش نظرات 1 تا 30